کد خبر: ۳۸۶۴۹۷
تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۴۰ 28 February 2017
جشنواره ی مد و لباس نقش موثری در  صیانت از فرهنگ اصیل اسلامی و ایرانی مان و هویت بخشی به سلیقه و ذوق طراحان ایرانی دارد. برپایی اینگونه جشنواره ها موجب رشد  و پویایی توان و پتانسل نیروهای مستعد بومی می شود. طراحی ذوق و پشتیبانی می خواهد و این هردو نیازبه پول آنچنانی ندارد.
برپایی اینگونه نمایشگاه ها و نشست ها یکی از ابعاد رویارویی با تهاجم فرهنگی است. هر جا ما جا را خالی کنیم براحتی جایگزینهایی دلفریب ارائه می شود. بنابراین هر جا کم آورده ایم همان جاهایی بوده است که کم گذاشته ایم. به نحو تاسف آوری در مباحث فرهنگی و اجتماعی درگیر درمان هستیم تا پیشگیری.
الان هم همینگونه است. "همچون آن مردی که از پیش اشتر مست بگریخت و به‌ضرورت، خویشتن در چاهی آویخت و دست در دو شاخ زد که بر بالای آن روئیده بود و پاهایش بر جای قرار گرفت. در این میان بهتر بنگریست، هر دو پای بر سر چهار مار بود که سر از سوراخ بیرون گذاشته بودند. نظر بر قعر چاه افکند، اژدهائی سهمناک دید دهان‌گشاده و افتادن او را انتظار می‌کشید. به سر چاه التفات نمود. موشان سیاه و سپید بیخ آن شاخ‌ها دایم  می جویدند. ناگهان پیش خویش زنبورخانه‌ای و قدری عسل یافت، چیزی از آن به لب برد و مشغول خوردن شد و از آن همه دام غافل ماند تا هلاک شد"
در مقوله فرهنگ و آنچه اکنون برسرش می آوریم همین داستان کلیله و دمنه مصداق دارد.  خیلی از ما مشغول خوردن عسلیم و از عاقبت بی خبر.
سرگرم خودکامگی هایی که لباس توجیه از هر جنسی به تن می کنند. بایدها و نبایدهایمان به نحو هول انگیز دچار استحاله اند.  
وقتی فرهنگ و هنر و باورهای اسلامی  و ایرانی خودمان را در پستوی فکر و ذهنمان مخفی کنیم واز بروزرسانی آن مطابق نیاز و سلیقه نسل امروز کوتاهی نماییم به همان اندازه باید منتظر هنرنمایی آنانی باشیم که از تمدن و فرهنگ غنی ما هراس دارند.
زمانی که دانشمندان مسلمان ایرانی کتاب شفا و قانون را می نوشتند و ابوریحان داشتیم و رازی و خیام و ادیبان و عرفای ما مراحل سلوک را تجربه می کردند و از عرفان می نوشتند آنانی که امروز در آنسوی مرزها برای مان نسخه فرهنگی می پیچند دور آتش می چرخیدند و عو عو می کردند.
ننگ است بر ماکه امروز عروسک مد آنان باشیم.
من با لباسم باورها و ارزشهایم را به نمایش می گذارم و اینکه چقدر اهل ذوق و زیبایی هستم و چقدر برای سلامت بدن خودم احترام قایلم. روح و روانم در چه سطحی از تعادلند. سرمایه اجتماعی من چقدر است و چقدر به اجتماع تعلق دارم. و....
به همان اندازه که لباسم با ارزشهای جامعه و کشورم هماهنگ است به همان اندازه از پشتیبانی اجتماعی و فرهنگی برخوردارم. لباس من جایگاه من را در جامعه مشخص می کند.
نحوه لباس پوشیدن، تناسب رنگ ها ، جنس لباس نوع تولیدی ومارک و برند و ... در وهله اول ما رو معرفی می کنند.
خیلی از اختلالات شخصیتی و اجتماعی ما هم در همین رنگ و مد و برند لباس لو می رود.
پر واضح است که "نه همین لباس زیباست نشان آدمیت" و لیکن ارتباط بین شخصیت و پوشش و لباس غیرقابل انکار است
"نوکیسگی" به عنوان آفت بزرگ این روزگار یکی از همین موارد است که با نحوه لباس پوشیدن مان لو می رود.
همانگونه که پوشیدن لباس رسمی به انسان حس رسمی و جدی بودن می دهد و به نوعی انسان را ملزم به رعایت آداب رفتاری و اجتماعی می نماید؛ متاسفانه برخی پوشش های امروزی حیا و عفاف را کلا زیر سوال می برد. همانگونه که وقتی شما با لباس رسمی و اتوکشده و کفش واکس زده آب دهان تان را در انظار روی زمین نمی ریزد؛ با یک پوشش رسمی ومناسب به بایدها و نبایدهای ارزشی و اجتماعی هم بیشتذر پایبندید.
به عبارتی انتخاب پوشش سالم و درست و منطبق با ارزشهای اجتماعی  یک راه میانبر برای توسعه ی فردی و ارتقا شخصیتی است.
تمایل افراطی  به نشان دادن مارک و برند یکی از عواملی است که به ما هشدار می دهد دچار ضعف نفسیم و این ضعف نفس می تواند به یک ناهنجاری اجتماعی و خانوادگی ختم شود.
متمایز پوشیدن و خلاف هنجارهای اجتماعی و فرهنگی و عرفی پوشیدن هم برای ما زنگ خطر است. نیاز به جلب توجه هم یکی از مواردی است که ما به مراقبت بیشتراز اوضاع و احوال روحی و روانی مان متوجه می کند.
گاهی در بین دو طبقه ی اجتماعی گیر می کنیم. از یک سو تعلق به باورهای دیرین خانه و خانواده و از سوی دیگر درگیر شدن در دنیایی که میگوید تو در لباست خلاصه می شوی.
و اینجاست که من وما باید پررنگتر وارد شویم و میدان را به رقیب وانگذاریم.
هر چه در عرصه فرهنگي، زيباتر، قدرتمندتر و جذاب تر ظاهر شویم مجال حضور مهاجمان را کمتر کرده ایم. .
ما چرا مفاخر و داشته های فرهنگیمان را به جهان صادر نکنیم.
این است که هر از چند گاهی باید زمین وجودی مان را شخم بزنیم مبادا علف های هرز از خودبیگانگی در ما مجال رشد بیابند.
 و همه اینها با نظافت و آراستگی و خوب پوشیدن فرق دارد.
جانشین اشرف مخلوقات لایق بهترین هاست. بهترین جنس ، بهترین دوخت و سالم ترین لباس. لباسی که مرا به همان اندازه که از گزند گرما و سرما در امان نگه می دارد از آسیب اجتماعی هم مصون نگه می دارد.
لباسی که مرا در نگاه بیننده ارتقا دهد. تحسینش را برانگیزد و نه خدای ناکرده غرایز نفسانیش را. تحسینم کند به تناسب و تجانس نه نگاهش دنبالم کند به حرص نفس و لذت چشم.
و این فقط مختص بانوان نیست، دین بدن مردان با لباس های تنگ و کوتاه هم چندش آور است.
بعضی ها درلباسشان محدود می شوند. لباسشان برای راه رفتن هم مناسب نیست چه برسد برای فعالیت های اجتماعی و کاری.
کلام آخر این که یکی از ساده ترین راه های معرفی خودتان به عنوان یک شهروند سالم و موفق لباس پوشیدن درست می باشد . لباس وقتی بر تن ماست درباره ما سخن می گوید. مراقب باشیم با زبان بی زبانی خودمان را به دیگران چطور معرفی می کنیم؛ سالم شاداب و با نشاط با یک  شخصیت مستقل یا سرگردان بین بی فرهنگی و از خودبیگانگی.
و حسن ختام: اینکه
"ای بس آلوده ،که پاکیزه ردایی دارد      زهد با نیت پاک است نه با جامه ی پاک"
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار