کد خبر: ۷۴۷۰۰
تاریخ انتشار: ۱۹ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۲:۰۲ 10 August 2015

فرهنگ کارآفرینی حلقه مفقوده توسعه اقتصاد ی

حورا خاکدامن-امور روابط عمومی و بازاریابی

کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی سازمانی

دامنه‌ تاثیرات کارآفرینی برساختارهای اقتصادی بسیارمتنوع وگسترده است .ایجاد ثروت, اشتغال‌زایی, توسعه فناوری, ترغیب و تشویق سرمایه‌گذاری, شناخت، ایجاد و گسترش بازارهای جدید, افزایش رفاه, ساماندهی و استفاده اثربخش از منابع از ویژگی های اصلی اقتصاد کارآفرین محور می باشد.در حال حاضر جذب و حفظ سرمایه گذار مهمترین مسئله است . شرایط ویژه اقتصادی به دلیل تحریم ها محدودیت ها و فرصت های زیادی را بوجود آورده است . بنابراین تشخیص , خلق و کشف فرصت های کارآفرینانه در درک درست از محدودیت ها است. موضوع کارآفرینی دركشورهاي پيشرفته از اواخر دهه 1970 وكشورهاي درحال توسعه در پایان دهه 1980 مورد توجه قرار گرفت. در ایران تا شروع اجراي برنامه سوم توسعه ، توجه چنداني به این مقوله نشده بود و تا آن زمان حتي در محافل علمي و دانشگاهي نيز به جز موارد بسيار نادر مورد بحث قرار نگرفته بود. مشكل بيكاري و حادترشدن آن در دهه 1380 موجب شد در زمان تدوين برنامه سوم ، توسعه كارآفريني مورد توجه قرار گرفته و در سطح وزارتخانه‌هاي علوم، تحقيقات و فناوري، بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، ‌جهاد كشاورزي، صنايع و معادن و جهاد دانشگاهي به‌دليل ارتباط با فعاليت‌هاي آنها، مطرح شود. بدنبال تشدید تحریم ها و محدودیت های اقتصادی سال93 از سوي مقام معظم رهبری تحت عنوان«اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» نام گرفت .فلسفه وجودی اين نام گذاري با توقع شكل گبري ، زمينه سازي حماسه اقتصادی و اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی صورت پذيرفت . بدنبال محقق نشدن کامل برنامه های کلان اقتصادی کشور در کنار تاکید و توصیه های فراوان به مسوولان و مردم در ترويج سياست هاي اقتصادي نظیر اصلاح الگوی مصرف، جهاد اقتصادی، حمایت از تولید، هدفمندی یارانه ها و سایر اهداف دیگر در 7 سال گذشته ,كارشناسان و مشاوران اقتصادی را بر آن داشت تا نسبت به عدم تحقق به موقع سیاست ها , برنامه ها , ضرورت بهبود مدیریت و تاثير سوء‌مدیریت ها بر شاخص های اقتصادی هشدار دهند . بي شك تحقق حماسه اقتصادی نیازمند تلاش مضاعف و برنامه ريزي های اقتصادی بلند مدت است و تحول در اقتصاد کشور در گرو پي گيري سیاست هاي اقتصادي سالهاي گذشته در حمایت از تولید, دانش محور شدن اقتصاد ،کنترل ونظارت بازار و حفظ دستاوردهای موجود تا بهبود وضعیت شاخص های اقتصادی است.

باتوجه به فلسفه اصلي اين نام گذاري ها و حل نشدن مسايل اقتصادي و کندی درچرخه رشد, حلقه مفقوده اي بنام اقتصاد كارآفريني و مديريت تحول گرا در بخش های خصوصی,دولتي و تعاوني مطرح می شود.رخوت و خمودگي مفرط در بخش دولتي , فاصله بسيار تا رسيدن به چشم انداز 25 درصدي اقتصاد تعاوني و تضعیف بخش های تولیدی و خصوصی بدلیل واردات بی رویه , ضرورت توجه به ترویج و توسعه فرهنگ كارآفريني را تقويت مي نمايد. اندیشمندانی چون ژزف مك گوایر (۱۹۶۴) نیزنقش كارآفرینی در جوامع مختلف را باتوجه به تنوع فرهنگی متفاوت میداند .به نظر وی منابع طبیعی و سرمایه نقدی ممكن است یكسان باشد اما آنچه باید در درك تفاوت های رفتاری مورد توجه قرار گیرد، عواملی مانند عقاید اجتماعی،هنجارها ،آرمانهای فردی و ملی است .قسمت اعظم فرهنگ كارآفرینی در جوامع كنونی متأثر از نهادینه شدن فرهنگ علم در جامعه است. واژه هایی مانند مدیریت علمی، اقصاد مبتنی بر دانش، خلاقیت در صنعت، نوآوری این روزها در بسیاری از سمینارها و همایشها کاربرد فراوان دارد . از این رو تحقق این آرمان ها در محیطی امكان پذیر است كه هنجارهای غالب بر آن محیط ,ارزشها و باورهای فرهنگ كار و علم را تقویت نمایند.

در ایدئولوژی كشورهاي توسعه يافته كار به عنوان « جوهر اصلی وجود انسان» معرفی شده و تبلور حیات انسان با كار, نشانه اهمیت کارآفرینی در ارزش های اجتماعی و فرهنگی است.اگر اين اعتفاد وجود داشته باشد كه فردا میتواند بهتراز امروز باشد افراد جامعه را وا می دارد كه برای ساختن آینده ای بهتر تلاش مضاعف داشته باشند.بنابراين ریشه های قوت و ضعف فرهنگ كار را باید در وجود ارزشها و عقاید اجتماعی جستجو كرد . صرف نظر از عوامل موثر در اشتغالزايي و بيكاري در كشور، تقاوت عمده كشور ما با جوامع توسعه يافته اندك بودن روحیه سختكوشی در میان مردم است .در دنیای امروز نوآوری تنها راه تضمین بقا سازمان ها است و افراد خلاق و نوآور سرمایه های انسانی هستند. عواملی مانند نیروی كار، سرمایه، فناوری و مدیریت هر كدام به نوبه خود متاثر از ویژگیهای فرهنگی جامعه هستند و ریشه در ارزشها و باورهای فرهنگی دارند. هیچ كشوری نمیتواند بدون گذار از مرحله تحول فرهنگی و فكری و آماده سازی افكار عمومی به توسعه اقتصادی نایل شود.یكی از عوامل دگرگونی فرهنگ، فرهنگ پذیری است. این سئوال همواره مطرح می گردد با توجه به فرهنگ غنی كشورمان چگونه میتوان با بهره گیری از عناصر جدید كشور هاي توسعه يافته با نوآوری در عناصر فرهنگی كاركردهای مورد انتظار نظام فرهنگی را برآورده ساخت . امروزه توسعه كارآفريني در كشورهايي مانند ژاپن، كره جنوبي، مالزي و هند، منجر به رشد فزآينده و تبديل آنها به قطب هاي صنعتي و اقتصادي دنیا شده است . بنابراین شرايط اقتصادي، صنعتي، اجتماعي و فرهنگي كشور ما نیز به‌گونه‌اي است كه حل مشكلات و تنگناهاي موجود، الگوها و راه حل‌هاي جديد و متفاوتي را مي‌طلبد. در عين حال، تركيب جمعيتي جوان كشور، ضرورت ايجاد فرصت‌هاي شغلي و همچنين نوسان بهاي نفت، از جمله عواملي هستند كه موجب مي‌شوند سياستگذاران و تصميم‌‌سازان كلان كشور به منبع درآمدي ديگري به جز نفت بينديشند .پرواضح‌ است كه چرخ‌هاي توسعه اقتصادي، همواره با توسعه كارآفريني به حركت درمي‌آيد . در دهه‌هاي 1960 تا 1980كشور هند به‌عنوان يكي از كشورهاي جهان‌سوم ابتدا با 500 مؤسسه كارآفريني فعالیت خود را آغاز نمود و امروز به عنوان یکی از قطب های اقتصادی و الگوی کارآفرینی در جهان مطرح است.نيروي انساني به‌عنوان منبعي نامحدود و سرمایه انسانی هر کشور محسوب می شود. در اين بين كارآفرينان می توانند نقش مؤثري در فرآيند توسعه اقتصادي ايفا ‌كنند. در اقتصاد پويا، ايده‌ها، محصولات و خدمات، همواره در حال تغيير هستند و در اين ميان فرهنگ کارآفرینی، الگويي براي مقابله و سازگاري با شرايط جديد به ارمغان مي‌آورد . در حالي كه امروزه وضعيت اقتصادي و ترکيب جمعيتي كشور، بيش از پيش ما را نيازمند يافتن زمينه‌هاي پيشرو در صحنه اقتصادي كرده و در پي آن، ضرورت ترویج فرهنگ کارآفرینی برای دستیابی به الگوها و راهکارهاي مناسب، آموزش، تربيت ,استفاده بهينه از نيروي فعال و نواندیش بيشتر مي‌شود.در اقتصاد رقابتي و مبتني بر بازار امروزي که با تغييرات و تحولات سريع بين‌المللي همراه شده و فرايند گذر از جامعه صنعتي به جامعه اطلاعاتي را ايجاد كرده, کارآفريني حلقه مفقوده اقتصاد کشور و موتور محرکه توسعه اقتصادي در جهت ايجاد موقعيت‌هاي شغلي و رفاه اجتماعي است.

نباید فراموش کرد که استفاده از واژه كارآفريني به معني ايجاد كار يا اشتغال‌زايي نیست و داراي مفهومي وسيع‌تر و با ارزش‌تر از اشتغال‌زايي است. برداشت ناصحيح از اين مفهوم و تورم نيروي انساني بيکار در جامعه به‌ويژه در بين دانش‌آموختگان دانشگاهي موجب شده بسياري از سياست‌هاي توسعه ای اتخاذ شده و بخشنامه‌ها صرفاً جنبه اشتغال‌زايي براي آن در نظر گرفته شود. همانگونه که مطرح شد کارآفريني داراي پيامدهاي مثبت و مهمی مانند بارورشدن خلاقيت‌ها، ترغيب به نوآوري و توسعه آن، افزايش اعتماد به نفس، ايجاد و توسعه تکنولوژي، توليد ثروت در جامعه و افزايش رفاه عمومي است. به‌عبارت ديگر،کشوری مي‌تواند در مسير توسعه قرار گیرد كه با ايجاد بسترهاي لازم منابع انساني خود را به دانش و مهارت كارآفريني مولد تجهيز نموده و به سوي خلق ارزش ,رشد و توسعه، هدايت نماید. دربخش اقتصادی برنامه پنجم توسعه به دولت اجازه داده می‌شود در راستای ایجاد اشتغال پایدار، توسعه كارآفرینی، كاهش عدم تعادل منطقه‌ای و توسعه مشاغل نو اقدامات ذیل را در دستور کار خود قرار دهد. حمایت مالی و تشویق توسعه شبكه‌ها، خوشه‌ها و زنجیره‌های تولیدی، ایجاد پیوند مناسب بین بنگاه‌های كوچك، متوسط، بزرگ (اعطاء كمك‌های هدفمند) , انجام تمهیدات لازم برای تقویت توان فنی ـ مهندسی ـ تخصصی، تحقیق , توسعه و بازاریابی در بنگاه‌های كوچك و متوسط , توسعه مراكز اطلاع‌رسانی و تجارت الكترونیك برای آنها , حمایت مالی از بخش غیردولتی به منظور توسعه و گسترش آموزش‌های كسب و كار، كارآفرینی، فنی و حرفه‌ای و علمی ـ كاربردی .

بی شک برای تحقق این اهداف و کاهش اثر تاخیری سیاست های اقتصادی برنامه های توسعه ای گذشته می طلبد تا دولت رویکرد کارآفرین محور اتخاذ نموده و ملت کارآفرین را شکل دهد. مولفه اصلی دولت های کارآفرین عبارتند از تسهيل‌گر,توانمندسازوتنظيم گر, رقابتي, ماموريت محور نه سازمان محور, نتيجه محور , مشتري مدار,ارزش آفرين,پيش بيني كننده و پيش نگر, غير متمركز, بازارگرا,مشاركت جو ، نظارت پذير، مصلحت گرا، خدمت گزار، اخلاق گرا، عدالت گرا، پاسخگواست.بر اساس نظریه ملت کارآفرین افزایش بنگاههای کارآفرین در یک کشور بطوری که ریشه در فرهنگ یک کشور پیدا کند موجب شکل گیری ملت کارآفرین خواهد بود. امروزه برای ارزیابی شاخص های کارآفرینی در یک کشور و مقایسه با کشورهای دیگر میزان فعالیت های کارآفرینانه بنگاههای اقتصادی مورد بررسی قرار می گیرد. به عبارتی دیگر تعداد بنگاههای اقتصادی یک کشوربیانگر میزان کارآفرینی آن کشور خواهد بود. بر اساس گزارش سازمان (IFC) در سال 2010 جایگاه ایران در بین 163 کشور جهان در شاخص فضای کسب و کار 137 بوده . یعنی چنانچه ملت بخواهد به هدف ملت کارآفرین نایل گردد راهی جز برطرف کردن موانع توسعه کسب و کارها بطور عام و بنگاه های کوچک و متوسط بطور خاص توسط دولت کارآفرین نخواهد داشت.

منبع: تابناک
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: